خرید بک لینک
سال ۸۲ مامان مجبور شدند عمل فتخ ناف انجام بدهند و من به عنوان دختر بزرگتر، شب پیششان در بیمارستان ماندم. هم اتاقی مامان هم عمل مشابهی داشت و چون آدم برون گرایی بود از همه دردهایی که به خاطر بچه هایش ک

برچسب: نویسنده: هلیا محمدپور تاريخ: شنبه 11 اسفند 1397 ساعت: 11:22

چهارشنبه 8 اسفند با هزار امید رفتم دکتر.

مطمئن بودم دیگر نوبت زایمان می دهد.

ناگهان دکتر حساب کرد و گفت 31 هفته و 6 روز. ولی من حساب می کردم 32 هفته و 5 روز.

آب سردی ریختند روی سرم

خدای من

یک هفته انتظار بیشتر

بچه ها به جای آخر 97، اول 98 به دنیا می آیند

برچسب: نویسنده: هلیا محمدپور تاريخ: شنبه 11 اسفند 1397 ساعت: 11:22

صفحه بندی